پيرامون دروغين بودن افسانه هولوكاست و دفاع منطقي از حق حيات و حاكميت مردم مظلوم فلسطين كه با واكنش هاي تند و عصبي سران كشورهاي غربي نظير آمريكا، اتريش، فرانسه و مخصوصا اسرائيل همراه است، بخشي از گفتگو با پروفسور رابرت فوريسون استاد سابق كرسي تاريخ از دانشگاه سوربن از فرانسه درج ميگردد تا هنرمندان كاريكاتوريست با اين افسانه عجيب و غريب بيشتر و بهتر آشنا شوند.
ترجمه: ياسمن اردوبادي
پروفسور رابرت فوريسون:
طي نيم قرن اخير كليه انجمنهاي يهودي – صهيونيستي در تمام نقاط جهان ميگويند آنچه در جنگ جهاني دوم در رژيم نازي نسبت به قوم يهود رخ داد يك «هولوكاست» بود به اين معنا كه آلماني برنامهاي داشتند كه تمام يهوديان اروپا را بكشند و ادعا كردهاند مجموعه يهودياني كه در طول جنگ مردهاند شش ميليون نفر بوده است، بنابراين ميتوان قضيه هولوكاست را شامل دو بخش دانست:
1 – كشتار جمعي با قتل مخصوص
2 – اتاقهاي گاز با اسلحه مخصوص
1 – كشتار جمعي با قتل مخصوص:
من باور دارم كه اردوگاههاي جنگي وجود داشتند. من ميدانستم كه در بعضي از آن اردوگاهها كورههايي جهت سوزاندن اجساد مردگان وجود داشته كه امري طبيعي است به خصوص در مقطعي كه بيماريهاي واگيردار از قبيل تيفوس و امثال آن وجود دارند، شما لازم است براي اجتناب از شيوع بيماري اجساد مردگان را بسوزانيد اين دقيقا همان موردي بود كه در معروفترين آن اردوگاه، يعني «آشويتز» اجرا ميشد.
2 – اتاقهاي گاز با اسلحه مخصوص:
طي بيش از پنجاه سالي كه از خاتمه جنگ جهاني دوم سپري شده، مورخين رسمي همواره به ما گفتهاند كه آلمانها براي انجام آن جنايت ويژه، از گازي سمي به نام «سيكلون – ب» كه در سال 1922 اختراع شده بود به منزله سلاح بخصوص براي نسلكشي يهوديان استفاده ميكردند سوالي كه من در اين رابطه دارم اين است كه اين گاز كه يك سم بسيار قوي است و بر اساس اسناد محاكمات سران رژيم نازي در دادگاه نورنبرگ گفته شده كه پس از هر بار به كار انداختن اتاقهاي گاز، سربازان آلماني ساعتي بعد از مرگ افراد داخل اتاق ميشدند و بدون استفاده از ماسك كار تخليه اجساد را شروع ميكردند سوال من در واقع اين بود كه اين گاز گازي است بسيار غليظ كه به هر سطحي ميچسبد و تخليه آن از يك فضاي بسته خيلي مشكل است چطور افراد ميتوانستند به جنازههايي كه به شدت به اين سم غليظ آغشته بود دست بزنند و چگونه آنها را به بيرون منتقل كنند كه اين مطلب طي مقالهاي در روزنامه لوموند در سال 1978 به چاپ رسيد و از آنها خواستم كه به من توضيح دهند كه تا به حال در اين باره توضيحي دريافت نكردهام نكته ديگر اينكه همين امروز اگر شما به آشويتز برويد، به راحتي ميتوانيد آن ميلههاي بتون مسلح را در ميان آن سوراخهاي ساختگي مشاهده كنيد بنابراين، معلوم ميشود كه در آشويتز هم، ما با يك اثر سرهم بندي شده و يك اتاق گاز قلابي مواجه هستيم خانم كريستينا اولكسي درباره اين سوال كه: «شما درباره اتاقهاي گاز كه قلابي هستند، به بازديدكنندگان خود چه ميگوييد؟ جواب اين خانم مورخ اين است: «خب ميدانيد! خيلي مشكل است كه ما راستش را به بازديدكنندهها كه سالانه به نيم ميليون نفر ميرسند بگوييم. اين به اين معناست كه ما به مدت نيم قرن دروغ گفتيم و كماكان به اين دروغگويي خودمان ادامه ميدهيم در واقع اين اتاق واقعي نبوده، بلكه بازسازي شده است در عين حال بايد پرسيد پس اين كپسولهاي حاوي «سيكلون – ب» چطوري ميتوانستهاند به داخل اين اتاقها خالي شوند آخر آن سوراخهاي داخل سقف كه در زمان آلمان نازي در آن بالا وجود نداشت؟» خب. اگر سوراخي در آن بالا در كار نباشد هولوكاست يا همان نسلكشي هم نميتواند در كار باشد.
يك كمدي تاريخي ديگر هم اينجا وجود دارد: اين نازيها نبودند كه سروقت اين آقايان رفتند بلكه رهبران «گروه صهيونيستي آلمان» بودند كه از فرداي به قدرت رسيدن حزب ناسيونال سوسياليست آقاي هيتلر، به دوستي نازيها شرفياب شدند و روابط بسيار صميمانهاي بين آقايان «رودلف كستنر و اسحاق شامير»؛ رهبران اين انجمن با رژيم نازيها برقرار شد. رابطهاي كه ده سال ادامه داشت يعني از سال 1933 تا 1943 يعني حتي سه سال بعد از شروع جنگ، در سال 1939
هيتلر و رژيم او با مطرح كردن شعار «راه حل نهايي مساله يهود»، خواستار اعزام آنها از اروپا بودند و حتي نازيها طرحي براي انتقال يهوديان اروپا به «ماداگاسكار» را در دستور كار قرار داده بودند هر چند كه با شروع جنگ و درگير شدن آلمان؛ عجالتا به انتقال يهوديان به سمت شرق اروپا و نگهداري آنها در كمپهايي در لهستان رضايت دادند سران انجمن صهيونيستي آلمان هم خواستار انتقال يهوديان اروپا؛ ترجيحا اقشار ثروتمند، تحصيلكرده و متخصص يهودي اين قاره به فلسطين بودند.
بر همين اساس، رژيم آلمان نازي، به گرمي از اين آقايان حمايت به عمل ميآورد تئوريسين بلامنازع رژيم هيتلر دكتر آلفرد روزن برگ در كتاب خود به نام «رد پاي يهوديان در تحول اعصار»، صراحتا نوشت: بايد به شدت از صهيونيزم حمايت كرد تا هر سال، سهميهاي از يهوديان آلماني به فلسطين انتقال يابند در واقع بعد از اين اتفاق بود كه اسحاق شامير و ديگر عمال يهود نازيها، با تشكيل گروه تروريستي «ايرگون» شروع به قتل عام مردم بيپناه فلسطين كردند. ديرياسين، كفرقاسم، قبيه و صدها روستاي فلسطيني با خاك يكسان شدند و اهالي آنان عمدتا قتل عام و مابقي به خارج از فلسطين آواره گشتند حالا اين طنز تاريخي را هم از من بپذيريد كه پس از پيمان كمپ ديويد، «جايزه نوبل» را به همين آقايان بگين و شامير پيشكش كردند.
آنها با علم كردن افسانه هولوكاست ميگفتند «از آنجا كه در حق ما جنايتي صورت گرفت كه در طول تاريخ بيسابقه بوده است، به همين علت حالا بايد كفارهاي هم كه با ما داده ميشود بيسابقهترين كفاره و غرامت تاريخ باشد.» بر همين اساس بود كه در سال 1948، «هري ترومن» رئيس جمهور وقت آمريكا به يهوديان گفت: «اوه! بسيار خب! بخشي از فلسطين، از آن شما خواهد بود اصلا اين حق شماست، چرا كه شما زجر و محنت بسياري متحمل شدهايد.
نكته آخر اينكه همين امروز در فرانسه، شما اگر آنچه را كه من گفتهام در ملاء عام به زبان بياوريد، در معرض خطر محكوميت به زندان به مدت يك سال يك جريمه نقدي به مبلغ 300000 فرانك و برخي مجازاتهاي ديگر قرار ميگيريد.


