می گویند دختران گل های بهشت اند، آنقدر لطیف که به اندک خشونتی پژمرده می شوند،شاید گلی را از باغچه بچینند اما دیگر او را در زیر قدم رهگذران کوچه و خیابان رها نمی کنند، حتما در گلدانی می گذارند تا دیگران هم لطافت و زیبایی او را ببینند .اما ما را که از باغچه کوچه مان بیرون انداختند ، سهمی جز کنار کوچه و خیابان نداشتیم ، سخت است که صاحبخانه ای بی رحم ، اندک اثاثیه فرسوده خانه ای را بیرون بیندازد و بچه های خانه را آواره کوچه و خیابان کند ، اما پدر توانی برای کار کردن وحمایت کردن نداشته باشد و دست های مادر که از شدت رختشویی درد می کند اینبار نتواند کاری از پیش ببرد.
نمی دانم اگر نبود دست مهربان هنرمندی که مرا به بیمارستان رساند و برای خانواده در هم شکسته ام اطاقی در مسافرخانه گرفت قامتم یارای استقامت داشت یا نه ؟
کاش شما هم یاری کنید و با کمک ها یتان مرهمی بسازید برای زخم غرور شکسته پدر ، جگر خونین مادر و شکستگی ساقه دل ما بچه ها که اثر دیو سیاه بی سرپناهی شد ه ایم:
جاری 3392 بانک مسکن شعبه قندی -عباس قاضی زاهدی
تلفن خانه کاریکاتور: 22868600


